انچه گذشت
سلام گلم
دختر عزیزم تو چنر روز گذشته چند تا اتفاق افتاد که برات می نویسم امروز شنبه 29 تیر
اول اینکه روز 4 شنبه 19 تیر اولین روز رمضان بود
روز 5 شنبه ما رفتیم به ییلاقی به اسم ایرا البته مهمون دوستامون بودیم یعنی پدر و مادر لیلنا جون شما هم حسابی با هم بازی کردین و ما تا جمعه عصر اونجا بودیم و خیلی خوش گدشت واقعا هم منطقه زیبا و هم خوش اب و هوایی بود
روز 5 شنبه گذشته یعنی 27 تیر هم رفتیم پارک که اونجا هم لیانا جون با پدرش رو دیدیم شماا حسابی به تبعیت از لیانا سوار تاب شدی
البته بگم اونروز من متوجه شدم که گویا قبلا که با پدر رفته بودی سوار الاکلنگ هم شده بودی اون روز هم سوار شدی و حسابی بازی کردی
همون روز پنج شنبه با پدر رفتین شیرینی فروشی که برای صبحانه شیرینی بخری اما وقتی برگشتین با یه کیک به شکل جوجه عصبانی(انگری برد) که به قول خودت می گفتی کیک تولدمه خلاصه عشقم این روزا حسابی پدرت تو رو لوس می کنه
چند روز پیش هم با هم رفته بودید به فورشگاه وقتی مسئولین تبلیغات سس های جدید نتونسته بودن هیچی به پدرت بفروشن دو تا از سس هت رو دست شما داده بودن پدرت هم که اصلا رو حرف شما حرف نمیزنه سس ها رو خریده بود نمی دونم اخرش شما چه اخلاقی پیدا می کنی
گل دخترم دیروز هم عمه پانی از کیان اومده خونه ما و فعلا مهمون ماست گل دخترم دوستت دارم
ایشالا همیشه مثل این روزا شاد باشی
ختر گلم امروز صبح نمی دونم چرا اما حالت یه کم بد شد و متاسفانه استفراغ کردی نمی دونم به خاطر غذایی بود که دیشب خوردی یا چیز دیگه اما خدارو شکر الان حالت خوبه
کلی شعرای تازه یاد گرفتی مثل
ای کودک زیبا
بخون اوازی با ما
تا بشکوفد همه گلهای دنیا
با شادی طی کن لحضه بالا(لحضه ها را)
یا شعر عمو پورنگ تو برنامه جدیدش
با کتاب خو بگیر
یاری از او بگیر قصه هایش بخوان
پند و نیرو بگیر
شعر الفبای انگلیسی رو هم یاد گرفتی توی تراشه های الماس هم حسابی داری پیشرفت م یکنی
عاشقتم دخترم
عکس هدیه و لیانا (ایرا)
هدیه و کیک جوجه عصبانی


انچه گذشت
